أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
262
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
چون دخترى كه مرة به كنانه تزويج نمود بره نام داشت و با زوجهء متروكهء خزيمه پدر كنانه همنام بوده و علاوه بر اينها قرابتى هم باهمديگر داشتند ؛ لهذا اين امر سبب آن شده است كه اكثر مورخين در اين باب اشتباه كرده و راه خطا پيمودهاند . به قرارى كه ائمهء انساب نوشتهاند جوهر گرانمايهء حضرت خواجهء كاينات عليه افضل التحيّات گاه مستودع اصلاب طاهرهء انبيا و قوّة الظّهر عرب العربا و گاه درة الوشاح صدور امّهات بوده تا زمانى كه به صلب پا عبد اللّه بن عبد المطلب و بدان واسطه به گنجينهء رحم آمنه بنت وهب منتقل شده است . عرق عريق هيچ كدام از آباء و امّهات آن حضرت به جريان دم فاسد عليل نگشته ، در هرحال موافق شريعت پيغمبر وقت نكاح بسته شده و از آلايش سفاح طاهر الذّيل بوده است . انتهى . چون وصول رزاح بن ربيعه برادر امّى قصى بن كلاب بن مكّهء مكرمه با قوّهء كافيهء عسكريّه مصادف موسم حجّ بود بناء عليه ابن كلاب بن مرّه براى اينكه خزاعيان را از حدود ميامن محدود حرم اللّه طرد كند وسيلهاى به دست آورده و القاى اصول اجازه را غير جايز شمرده و از طرف خود اعلان نمود كه اصحاب اجازه ديگر از اجراى آمال و آرزوهاى خود كفّ يد نمايند و به رؤساى قبيلهء صوفه كه روز مراجعت از منا به مكّه مكرّمه گردنهء منا را گرفته و حجّاج را از مرور و عبور مانع مىشدند خطاب كرده و گفت : اى رجال قبيلهء صوفه كسانى كه به علم انساب عرب واقف هستند مىدانند كه نسب من به سلالهء عدنان و رشتهء نسبيّهء سلالهء عدنان نيز به قيدار بن اسماعيل بن ابراهيم - عليهما السلام - مربوط است . بنابراين خلعت منصب اجازه به بر و دوش من سزاوار است ، و خيال من هم مقتضى آن است كه اصول غير مشروعهء اجازه رفع و ازاله شود . از اين روز به بعد هركس هر وقت بخواهد مىتواند گردنهء منا را مرور كند كيفيّت را از حال اعلان نموده و دلاورانى را كه تابع من هستند همراه برداشته و گردنهء منا را مىگذرم . و قبيلهء بنو قضاعه عساكر مور شمار خود را برداشته و به مكّهء مكرّمه توجه و حركت نمودند . اگرچه دلاوران و جنگجويان قبيلهء صوفه خواستند كه قصىّ بن كلاب را راه ندهند ؛ و ليكن مشار اليه به قوّهء جبريّه مرور كرده و رفت .